
قفسهنوشت ۶۰: خدایی هست؛ نوشتهٔ آنتونی فلو
آنتونی فلو از فلاسفهٔ تحلیلی قرن بیستم فرزند کشیشی انگلیسی بود که به قول خودش از نوجوانی اعتقادش به وجود پروردگار را از دست داد. او به دانشگاه آکسفورد برای تحصیل روانشناسی و فلسفه میرود و چندی بعد یکی از بنیادیترین کتابهای فلسفی را در رد وجود خدا مینویسد. بعدها او در سمت استادی در دانشگاههای مختلف انگلیس و سپس امریکا کتابها و مقالات مختلف در...

قفسهنوشت ۵۹: درویش ستیهنده؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
حافظ مرید جام می است، ای صبا برو
وز بنده بندگی برسان "شیخ جام" را
«وقتی عنوان درویش ستیهنده را برای حضرت شیخ الاسلام احمد جام نامقی در این کتاب برگزیدم، بیشتر نظرم به مفهوم گردنفرازی و حتی گردنکشی او بود که هم در گفتارش و هم در رفتارش خود را نشان میدهد؛ به ویژه هنگامی که سیرهٔ او را بسنجیم با سیرهٔ عارفانی از نوع بایزید و بوسعید و خرقانی. این گر...

قفسهنوشت ۵۸: زندانی کردن خودمان: جنایت و مکافات در آمریکای سیاه؛ نوشتهٔ جیمز فورمن جونیور
مسألهٔ نژادپرستی در آمریکا تمامشدنی نیست. همین دیروز، یعنی دوازدهم ماه مه ۲۰۱۸، در واشنگتن پست خبری منتشر شده بود در این باره که در خط هوایی یونایتد، زنی آفریقایی با بچههای خردسالش از هواپیما بیرون رانده شدند. فکر میکنید چرا؟ به خاطر آن که یکی از مسافران سفید به خدمه اعتراض کرده که همسفرش، یعنی زن سیاهپوست، بدبوست. زن سیاهپوست هر چقدر التماس ک...

بررسی سورهٔ انعام با توجه به تکنیکهای روایت داستان
به جای مقدمه
نوشتن این مطلب برایم دشوار است. دلایلش واضح است؛ نه منتقد ادبی هستم، نه تحصیلات کلاسیک ادبیات داشتهام، نه قرآنشناس هستم و نه انس کافی با قرآن داشتهام. اما در خلال صحبتهای ابنالوقتی با دوستان و شنیدن چند سخنرانی تفسیری سؤالی در ذهنم جرقه خورد که با جستجوی در اینترنت به جواب درستی در این باره نرسیدم. لذا خود آستین همت را بالا زدم و ...

قفسهنوشت ۵۷: در هرگز و همیشهٔ انسان؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
این کتاب از سلسله کتابهای «از میراث عرفانی» نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی است. مانند دیگر کتابهای این مجموعه، نویسنده مقدمهای طولانی در مورد نحوهٔ پژوهشش نوشته و سپس آثار عارفِ مورد نظر را همراه با توضیحات در مورد واژههای دشوار و ارجاعات تاریخی آورده است. یکی از مصائب اصلی در تحقیق در مورد شیخ انصاری، رسالههای بیشمار منسوب به اوست [۱-۳] تا جایی ...

قفسهنوشت ۵۶: وردی که برهها میخوانند؛ نوشتهٔ رضا قاسمی
«رضا قاسمی» را قبل از آن که خوانده باشم، شنیدهام. آن هم از سهتارش در «گل صد برگ» با صدای شهرام ناظری. این رمان، سومین رمانی است که از او خواندهام، یکنفس خواندهام و بعید میدانم به سه ساعت کشیده باشد خواندنش. قاسمی در سال ۲۰۰۲ رمان را به صورت آنلاین و کاملاً فیالبداهه به صورت فصلفصل در وبلاگش گذاشته و سپس آن را حذف کرده تا بتواند به سر و تهش ...

قفسهنوشت ۵۵: هوادار؛ نوشتهٔ ویِت تان نویِن
این کتاب، که گویا به دو اسم مختلف «هواخواه» و «همدرد» ترجمه شده است، تا مدتها در فهرست خریدم بود ولی به دلیلی که الان به خودم بیشتر حق میدهم همیشه به انتهای فهرست خرید، یعنی عملاً به فرصت خرید بعدی میرفت. کتابی در مورد ویتنام که جایزهٔ پولیتزر برده قاعدتاً مانند بعضی از کتابهایی که جایزهٔ پولیتزر بردهاند باید بیشتر مرهون مضمون باشد تا فرم هنری...

قفسهنوشت ۵۴: زبان شعر در نثر صوفیه؛ نوشتهٔ محمدرضا شفیعی کدکنی
این کتاب جزء کتابهای مؤخر شفیعی کدکنی است، اگرچه بخش زیادی از آن قرار بود چهل سال پیش منتشر شود. لذت عجیبی خواندن این کتاب داشت با یک حاشیهٔ تکراری از نشر سخن: این نشرِ سخنْ اصولِ اولیهٔ تایپ و صفحهبندی کتاب را انگار بلد نیست. قلم بسیار درشت که در این وانفسای گرانی کاغذ در ایران قیمتافزاست بماند، ازهمگسیختگی قالب کتاب مانند قلم ریز ارجاعات مستق...

قفسهنوشت ۵۳: مرگ ایوان ایلیچ؛ نوشتهٔ لئو تولستوی
این اثر در بلوغ نویسندگی تولستوی نوشته شده است، یعنی پس از دو اثر بزرگش «جنگ و صلح» و «آناکارنینا». هیچ خبری از خردهداستان نیست، هیچ خبری از افاضات جنگ و صلح نیست، هیچ خبری از مکالمههای طولانی نیست. این اثر یک اثر شبهامروزی است، مختصر و مفید در حدود پنجاه صفحه. تولستوی با یک سؤال مواجه است: اگر بمیریم، چه چیز ارزشمندی از ما باقی میماند؟ لذا در...

قفسهنوشت ۵۲: جستجو در تصوف ایران؛ نوشتهٔ عبدالحسین زرینکوب
این کتاب تلاشی است از مرحوم زرینکوب در تبارشناسی شاخههای مختلف تصوف در ایران. با وجود جذابیت روایتها و فصلبندی کتاب، نوع نگارش کتاب خستهکننده است. گاهی با پاراگرافی مواجهیم که به بلندای چند صفحه است. هر فصل بخشبندی نشده است و خواندن کتاب را دشوار میکند. این کتاب مانند دیگر کتابهای زرینکوب خلاصهای است از خوانش زرینکوب از مراجع مختلف تاریخ...

قفسهنوشت ۵۱: ممد، شاهینِ من (اینجه ممد ۱)؛ نوشتهٔ یاشار کمال
یاشار صادق گوکچلی، معروف به یاشار کمال، نویسندهٔ کردتبار اهل ترکیه است که به خاطر نوشتن چندگانهٔ «اینجه ممد» معروف شده است. اولین نوشتهٔ منتشرشده از او، جلدِ اول اینجه ممد با عنوان «ممد، شاهینِ من» به چندین زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده است و در بسیاری از کشورهای اروپایی پرفروش شده است. در کتاب اول، ممد از کودکی تا بیست و یک سالگی جلو میرود و نویسنده ...